دلم گرفته و از هر چه شعر سیر شدم
و مثل کودکی خود بهانه گیر شدم

شناسنامه ها همیشه دروغ می گویند
تمام آینه ها گفته اند پیر شدم

و گام های عصا پوش خوب فهمیدند
که جاده گم شد و من عاقبت کویر شدم

سرم بلند اگر بود جستجوی تو داشت
تو رفتی و غریبانه سر به زیر شدم

خیال شعر ندارم تو در خیال منی
دلم گرفته بود و به این شعر ناگزیر شدم

                               تقدیم به: یگانه کسی که عاشقانه دوستش می دارم